Uncategorized

جایگاه علم هاپلوگروپ در تعیین نژاد ایرانیان

هاپلوگروپ ارتباطی به نژاد ندارد


ما نژاد را خانواده‌ای از برادران و خواهران فرهنگی، زبانی، تاریخی، خونی و هویتی تعریف کردیم. مردمی که در یک کشور زندگی میکنند، خود را ایرانی میدانند، جشن‌ها و آداب و رسوم مشترکی دارند، احساس نزدیکی به هم میکنند، مردم خود را در اولویت قرار میدهند، احساس آریایی بودن میکنند، کم و بیش اجداد مشترکی دارند، سرگذشت و تجربه‌های مشترکی دارند، به موجودیتی به نام ایران وفادار هستند، خواه هر حکومتی بر آن حاکم باشد. تعریف وبسایت آذر آگاهی از نژاد ایرانی/آریایی این است.

این تعریف با بیولوژیک و ژنتیک نیز مرتبط است و نه با هاپلوگروپ.

شاید خیلی از افراد آماتور و غیر حرفه‌ای به دنبال هاپلوگروپ آریایی باشند، اما آریایی‌ها میتوانند هاپلوگروپ‌های مختلفی داشته باشند. هاپلوگروپ‌ها پیش از تشکیل جمعیت‌های آریایی وجود داشتند، پس به دنبال نتایج تبارشناسی نباشید، کمپانی‌ها تبارشناسی هاپلوگروپ‌ها را بر اساس فرضیات احتمالی دسته‌بندی میکنند، هیچ قطعیتی وجود ندارد، پس خود را خسته نکنید، ما هنوز هم آریایی هستیم و به آن افتخار میکنیم.

هاپلوگروپ با مفهوم نژاد ارتباط مستقیمی ندارد، زیرا هاپلوگروپ تنها یکی از اجداد بیولوژیکی دوردست هزاران سال پیش ما را نشان میدهد که نقشی در تعیین وضعیتی که اکنون در آن به سر می‌بریم ندارد. نژاد مفهومی چندبعدی و گسترده است و تنها به بیولوژیک و هاپلوگروپ محدود نمی‌شود بلکه عناصر اجتماعی، فرهنگی، زبانی، جغرافیایی، باورها، آداب و رسوم، دین، پیشینه تاریخی، هویت اجتماعی و احساس شخصی (خودتعریف) را هم در بر می‌گیرد. ما نژاد را به صورت تک‌عاملی و یک‌عنصری تعریف نمی‌کنیم. مثلاً اگر نژاد سفید را فقط پوست سفید تعریف کنیم، پس برخی چینی‌ها هم سفیدپوست هستند. یا یک آفریقایی میتواند یک عمل جراحی پوست خود را سفید کند. اما اینها برداشت‌های غلط هستند، هیچ‌یک از آنها هیچ ارتباطی به نژاد سفیدپوست ندارند.

ضمناً هاپلوگروپ‌ها چیز زیادی از پیشینه تاریخی، وطن، فرهنگ، زبان، احساس شخصی و هویت جمعی به شما نمی‌گویند. اگر قرار باشد هاپلوگروپ را مبنای تعریف نژاد قرار دهیم، پس همه مردم دنیا اکنون آفریقایی هستند، زیرا ردیابی هاپلوگروپ همه مادران مدرن تقریباً ۲۰۰,۰۰۰ هزار سال منشأ آفریقایی داشته. این به نحوی سفسطه و توریه‌سازی دموکراسی خواهان و ایران ستیزان است. اختلاف‌افکنی این بار با هاپلوگروپ و آزمایشات دی‌ان‌ای!

همه جمعیت‌ها از آفریقا جدا شدند و دیگر آفریقایی نیستند، زیرا هزاران سال پیش به نقاط دیگر دنیا مهاجرت کردند و به صورت جداگانه در اکوسیستم‌های منحصر به فرد تکامل یافتند. جمعیت‌های جدا شده از ایران به شبه‌جزیره عربستان مناطقی که امروز عرب مینامیم دیگر ایرانی نیستند، آنها واقعاً اهمیتی نمی‌دهند که ممکن است هزاران سال پیش خون ایرانی داشتند. آنها خودشان را ۱۰۰٪ عربی/سعودی خالص میدانند. حتی اگر مخلوط ایرانی داشته باشند، آنها هنوز ساختار ژنتیکی متمایز و منحصربفرد خود را دارند. جمعیت‌های هلال حاصل‌خیز که اوایل میان‌سنگی از طریق آناتولی به یونان مهاجرت کردند خود را تماماً یونانی می‌دانند و واقعاً دشمن همیشگی آناتولیایی‌ها بودند. همینطور رومی‌ها و بیزانسی‌ها (ردیابی ژنومی ایتالیایی‌ها حاکی از منشأ ایرانی-پارسی دارد اما جمعیت‌های مدرن آنها هنوز به فرانسوی‌ها نزدیک‌تر است. ایتالیایی‌های جنوبیِ سیسیل با یونانی‌های باستان مرتبط هستند اما هرگز یونانی نبودند و خود را تماماً ایتالیایی اصیل معرفی میکنند)

اینکه هیچکس اصیل نیست، یک باور غیرعلمی و توهین‌آمیز به هویت شخصی افراد می‌باشد. همه چیزهایی که اطراف ما وجود دارند از ترکیبات مختلفی بوجود آمدند اما این دلیل نمیشود که چون آنها مخلوط هستند آنها را انکار کنیم. تمام موجودات زنده و غیرزنده دارای عناصر پیچیده و متنوعی هستند، اما آنها هنوز در جای خود منحصر به فرد هستند. یک موبایل از میلیون‌ها بلکه میلیاردها قطعه و عنصر تشکیل شده است و یکدست و خالص نیست، اما در عین حال بازهم یک موبایل است و دستکم با یک کامپیوتر کاملاً متفاوت است.

هر جمعیتی که وجود دارد دستکم از جمعیت‌های همسایه خود تأثیرات ژنتیکی گرفته، اما این درست نیست که بگویم آنها دیگر از قوم خود نیستند. این را به حساب جذب طبیعی جمعیت‌های پیرامون یک منطقه بگذارید. یا به حساب سرچشمه مشترک و فرگشت بشریت بدانیم. همینطور به حساب تنوع زیستی بدانیم.

آمیختگی جمعیت‌های مهاجر با بومی‌های میزبان به عنوان تهاجم ژنتیکی شناخته میشود و در نتیجه‌ی آن، جمعیت میزبان آنها را در خود حل میکند و استخر ژنتیکی آنها گسترده و متنوع میشود، نه اینکه نژاد آنها را از بین میبرد.

نمیدانم چرا تاریخ‌نگاران جمهوری اسلامی اینقدر اصرار می‌ورزند که ایرانیان نسخه جهش‌یافته جمعیت‌های بین‌النهرینی-عربی هستند. چرا با حرص و لذت میگویند که ایرانیان خون مغولی دارند. چرا باید خودشان از تجزیه‌طلبان پان‌ترک و پان‌کرد حمایت کنند. چه علاقه‌ای دارند همه چیز را به کسانی ارتباط بدهند که یا از گرسنگی به تمدن‌های همسایه خود به عنوان منبع غذا حمله میکردند یا آنقدر حیوانات اطراف خود می‌خوردند تا منقرض شدند و ناچار به سوسمار کباب کردن سرنوشت آنها رقم خورد.

هاپلوگروپ‌ها به نژاد خاصی تعلق ندارند. اما برعکس، نژادها می‌توانند بیشترین فرکانس یک هاپلوگروپ را در جمعیت خود داشته باشند.

هاپلوگروپ، یک قطعه کوچک از پازل درختچه ژنتیکی بزرگ ماست، نمی‌تواند معرف تمام آن پازل باشد.

اینکه در دو جمعیت قومی متفاوت مثل ایران و هند ممکن است هاپلوگروپ مشابهی یافت شود، چندان عجیب نیست. اما به این منظور نیست که مثلاً یک ایرانی هندی است یا یک هندی ایرانی است. ایرانی ایرانی است و هندی هندی است.

برای فهم بهتر به مثال زیر توجه کنید:

برخی توده‌های مردمی به اشتباه هاپلوگروپ J1 را هاپلوگروپ مخصوص عرب‌ها می‌نامند.

هاپلوگروپ J1 (Y-DNA) احتمالاً ۲۰,۰۰۰ هزار سال پیش در پایان پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیمی) که کرومانیون‌ها می‌زیستند محدوده غرب آسیا در قفقاز جنوبی یا بین‌النهرین یا زاگرس غرب ایران یا شبه‌جزیره عربستان در کروموزوم ایگرگ یک مرد ظهور کرد و سپس جمعیت‌های گله‌داران سرگردان با مهاجرت آن را در شبه‌جزیره عربستان پخش کردند، در صورتیکه فرکانس مدرن این هاپلوگروپ در قوم دارگین که بومی شمال شرقی منطقه قفقاز (داغستان) هستند به میزان 84% می‌رسد. یعنی از خود عرب‌ها هم بیشتر این هاپلوگروپ را دارند.

در صورتی که داغستانی‌ها و دارگین‌ها هرگز عرب نبودند و هیچ شباهت فرهنگی، اجتماعی یا چهره‌ای به عرب‌ها در آنها دیده نمیشود. همینطور عرب‌ها هرگز دارگین نبودند و هیچ نسبتی با همدیگر ندارند. تاریخ آنها هیچ ارتباطی به همدیگر ندارند و هیچ پیشینه مشترکی نداشتند. از کسی که آنها را عرب بنامد استقبال نمی‌کنند، آنها منشأ عرب نداشتند، بلکه جمعیت‌های مستقلی بودند که از طریق غرب دریای خزر هزاران سال پیش به آنجا مهاجرت کردند.

لباس دارگین‌ها و عرب‌ها متفاوت است. دارگین‌ها پوشش چوخا شبیه به گرجی‌ها و چرکس‌ها و چچن‌ها می‌پوشند.

از همه مهمتر دارگین‌ها هرگز خود را خاورمیانه‌ای نمی‌نامند (هویت جمعی) و فقط خود را دارگین و قفقاز شمال شرقی معرفی میکنند که بخشی از جنوب شرقی اروپاست. از طرف دیگر عرب‌ها خود را هرگز قفقاز یا جنوب شرقی اروپا معرفی نمی‌کنند. رسم و رسوم و آداب و سنت‌های مردم دارگین با عرب‌ها بسیار متفاوت است. همینطور اساطیر و فولکورها و باورهای باستانی دارگین‌ها هیچ ارتباط معناداری با عرب‌ها ندارد.

آنها به لحاظ جغرافیایی کیلومترها از همدیگر دور هستند و هیچگاه ارتباط اقتصادی یا سیاسی با هم نداشتند. حتی به درستی همدیگر را نمی‌شناسند و از زبان همدیگر چیزی نمی‌فهمند.

زبان دارگین‌ها بومی قفقاز شمال شرقی است و با زبان مردم چچنی و آدیگه مرتبط است در صورتیکه که زبان عربی زبانی سامی است که با زبانهای عبری و آرامی دسته‌بندی میشود که ریشه در شرق آفریقا و غرب آسیا دارد. در یک نگاه سطحی متوجه می‌شویم این دو گروه زمین تا آسمان متفاوت هستند.

به لحاظ ساختار ژنتیکی آنها با مردم قفقاز و اطرافیان خود خوشه‌بندی می‌شوند اما عرب‌ها با سایر مردم عرب‌زبان خاورمیانه مرتبط هستند (یمنی‌ها، امارتی‌ها و عمانی‌ها و عراقی‌های جنوبی).

پس ملاک دسته‌بندی بیولوژیکی یک تحقیقات ژنتیکی اتوزومال است و نه هاپلوگروپ.

مردم هر کشوری با خودشان مرتبط هستند، مردم آذری ایران بخواهند یا نخواهند تبار مغولی-ترکی ندارند، هیچ ارتباطی به چنگیزخان و سلجوقی‌ها ندارند. آنها در شمال در وهله اول با کردها و گیلانی‌ها مرتبط هستند. آذری‌های ترک‌زبان استان فارس با لرها و فارس‌ها بیشترین ارتباط ژنتیکی را دارند. گیلانی‌ها با مازندرانی‌ها و سپس با لرها و مناطق فارس‌نشین. همه ایرانی‌ها با خودشان مرتبط هستند. قفقاز جنوبی (گرجی‌ها و ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها) با ایرانیان مرتبط هستند. چون سرچشمه‌های مشترکی با ما داشتند، مهاجرت ایرانیان به قفقاز و مهاجرت آنها به ایران. ارمنی‌ها از زمان هخامنشیان با ما ارتباط داشتند، اما عرب‌ها همواره دشمنان ما بودند.

نمیدانم چرا هاپلوگروپ باید اینقدر برای احمق‌ها مفید و مهم باشد. انسان‌هایی که ذهن محدود دارند، به همان میزان دنیا و اطراف خود را محدود می‌بینند.

هاپلوگروپ ها فراتر از نژادها و قاره‌ها هستند. هاپلوگروپ‌ها مانند هوا هستند، آنها مرزی نمی‌شناسند و هیچ مرزی ندارند. هاپلوگروپ تنها یک بُعد کوچک از تعریف نژاد است و نه همه نژاد.

این طبیعی است که همه ما انسان‌ها هزاران سال پیش اجداد مشترک داشتیم، اما این قضیه واقعاً مربوط به هزاران سال پیش است و تأثیری بر وضعیت نژادی امروز ما ندارد. زیرا در یک جمع‌بندی کلی، نژاد را جمعیتی ژنتیکی-اجتماعی میدانند که یک پروسه خویشاوندی را از اوایل دوره هولوسن یا میان‌سنگی (عصر حجر میانی) تا کنون طی کرده باشند. این در حالی است که هاپلوگروپ‌ها اغلب مربوط به یکی از اجدادی میشوند که ۵۰,۰۰۰ هزار سال تا ۱۰,۰۰۰ سال پیش در جایی از دنیا می‌زیسته، زمانی که هیچ جمعیت ثابتی نبود، هنوز تمدنی نبود و هنوز ساختارهای قومیتی به شکل امروزی وجود نداشتند. با این حال تشخیص نژاد از طریق هاپلوگروپ واقعاً درست نیست، هر انسانی از آخرین جهش یک هاپلوگروپ تا کنون هزاران پدر و مادر داشته است و اشتباه است بخواهد از میان هزاران پدر و مادر فقط یکی از آنها را ملاک نژاد قرار دهد. در ضمن هاپلوگروپ‌ها با خاک و جغرافیا و فرهنگی که در آن حضور دارند سازگاری میکنند و مارکرهای جدیدی شکل می‌گیرند که ما را به سرزمینی که در آن زندگی می‌کنیم وابسته میکند. این را جهش هاپلوگروپی مینامند. پس ما به مردم کنونی نزدیک هستیم و نه به مردمی که هزاران سال پیش از آنها جدا شدیم. زمان همواره در حال جلورفتن است و نه درحال عقب رفتن، بنابراین ما با افراد کنونی در ارتباط هستیم و با افراد گذشته همواره فاصله می‌گیریم.

هاپلوگروپ‌ها در هر جمعیتی یافت میشوند به هر میزانی یافت می‌شوند ‌‌‌‌‌‌و این چیزی را اساساً تغییر نمیدهد، خیلی از افراد میگویند فلان کشور که ادعا میکرد هاپلوگروپش مربوط به فلان کشور بود! این یک باور اشتباه است، زیرا اشخاصی که اجداد آنها هزاران سال است که در یک جمعیت ادغام می‌شوند، با آن جمعیت تطابق پیدا می‌کنند. مردم ایران ایرانی هستند، مردم مصر مصری هستند، مردم کرواسی کرواسی هستند و هیچ کس نمی‌تواند با ادعای آزمایشات دی‌ان‌ای که سراسر مغلطه و توریه سازی است نژاد آنها را چیزی دیگر بنامد. بی‌بی‌سی چند سال پیش سعی کرد همین تفکر غلط و باور نادرست را با با تست بزاق دهان در ذهن مردم القا کند. هدف رسانه‌ها ارائه اطلاعات علمی نیست، هدف آنها گرفتن قدرت اندیشه از بشریت است. دوست دارند مردم مانند خودشان فکر کنند. هدف آنها از فرستادن مهاجران به کشورهای دیگر و دفاع از حقوق پناهندگان همین است، میخواهند آنها مخلوط کنند و سپس با ارائه آزمایشات دی‌ان‌ای بگویند شما مخلوط شدید پس دیگر حرفی از نژاد خود نزنید!

یک سوریه‌ای حتی اگر مخلوط باشد، حتی اگر هاپلوگروپ بربرها را داشته باشد ۱۰۰٪ سوریه‌ای است، زیرا هزاران سال کروموزوم اجدادش با آب و خاک و فرهنگ و تمدن سوریه تکامل‌یافته شد.

هیچ عربی ایرانی نیست و ایرانی عرب نیست، حتی اگر دستکم احساس کنیم مخلوط هستند. کروموزوم‌ها متعلق به سرزمینی هستند که هزاران سال آنجا زندگی کردند و تکامل یافتند.

زمانی که جهش هاپلوگروپی در ایران تکامل می‌یابد، دیگر مارکر ایرانی محسوب میشود و نه مارکر قومیت دیگر. این یک خاصیت مثبت است.

سلب مسئولیت کمپانی‌های تبارشناسی

شرکت‌هایی که تست دی‌ان‌ای میدهند مانند بقالی و مغازه سر کوچه هستند، یعنی هدف آنها کسب درآمد است، بدیهی است که هر مغازه‌ای از جنس خود تعریف کند. اما بیشتر آنها به حاشیه خطا و فرضیات غیرقطعی خود اقرار میکنند. و میگویند که آزمایشات دی‌ان‌ای نمی‌تواند دقیق و تعریفی جامع از نژاد شخص ارائه دهد. آنها گاهی اوقات گروه‌های متمایز را یکسان حساب میکنند و گاهی جمعیت‌های یکسان را متمایز محسوب میکنند.

بر خلاف تبلیغات، هیچ کمپانی نمی‌تواند به دلایل زیر به طور دقیق نژاد کسی را تشخیص دهد:
۱-یک: ژنوم انسانی چنان پیچیده و گسترده است که نمیتوان به طور دقیق آن را تعریف کرد. هرچه به عقب برگردیم اجداد ما با سایر انسان‌ها و حتی حیوانات مشترک می‌شود و مشخص نیست مبنای زمانی از چه کجا شروع میشود. اما طبق معیار وب‌سایت آذرآگاهی ما نژاد ایرانی را جمعیت‌هایی معرفی کردیم که از دوره میان‌سنگی تا پس از عصر آهن با همدیگر آمیختگی داشتند و فرهنگ و زبان و باورها و سرزمین مربوط به خود را دارند و به ایران وفادار هستند و خود را چیزی غیر از نژاد و تمدن ایرانی نمیدانند. تفکیک آنها توسط آزمایشات دی‌ان‌ای به هیچ‌وجه ممکن نیست و همه ما خوشه مشترکی هستیم.
۲-دو: نژاد مفهومی پهناور و چندبعدی است و تنها به ژنتیک او محدود نیست، و شدیداً با جغرافیا، فرهنگ، زبان، تمدن، هنر، لباس بومی، عناصر اجتماعی و هویت جمعی که او در آن زندگی میکند پیوند خورده است. عنصر جغرافیا در نژاد بسیار مهم است. اینکه از کجا آمدیم یک جمله اشتباه، تحریک‌آمیز و فاقد اهمیت است. نژاد تعریفی تک‌عنصری ندارد.

۳-سه: تعریف نژاد در کمپانی‌های مختلف، متفاوت است. نگاهی یکسان به نژاد ندارند. آنها بر اساس پایگاه‌های داده خودتعریف‌شده که خودشان احساس میکنند درست است نژاد افراد را تعریف میکنند. نمی‌توانند به تنهایی به عنوان منبع مطلوب برای تحلیل‌های علمی و دقیق در مورد مفاهیمی مانند نژاد استفاده شوند.
۳-چهار: هویت فردی هر شخص در نوع خودش منحصر به فرد است و اینکه شخص چه تعریفی از خودش دارد و دوست دارد کدام نژاد محسوب شود بسیار فراتر از آزمایشات دی‌ان‌ای است. این یعنی هویت شخصی و خودشناساندن (Self-ID) در قالب مثال معروف: اگر شما احساس میکنید ۱۰۰٪ ایرانی هستید، پس ۱۰۰٪ ایرانی هستید. این بُعد هویت شخصی و معنوی نژاد است که بسیار فراتر از ژنتیک عمل میکند. او نقشی در انتخاب اجداد هزاران سال پیش خود نقشی نداشته است و با گذشته ارتباطش قطع شده، ما نمی‌توانیم بر اساس اجداد دوردست هزاران سال پیش کسی نژاد او را تعیین بزنیم، آنچه اهمیت دارد اکنون است که خودش را چه نژادی میداند و چه تعریفی از هویت نژادی خودش دارد. پس با این تعریف، مهری می‌زنیم بر باطل بودن نظریات دموکراسی‌خواهان و تجزیه‌طلبان احمق.

نژاد را ما بر اساس یک خوشه ژنتیکی که با جغرافیا آب و خاک و فرهنگ و تمدن یک سرزمین ارتباط دارد، تعیین میکنیم. مردمی که از دوره میان‌سنگی تا کنون با هم مرتبط بودند. شامل تمامی اقوام ایرانی: آذری، کرد، فارس و… پس هیچ تفاوت علمی میان آذری و کرد و فارس وجود خارجی ندارد، تفرقه‌افکنان به خود زحمت ندهند. ما نسبت به سایر جمعیت‌های غیر ایرانی منحصر به فرد هستیم و نه نسبت به خودمان.

اگر بر اساس هاپلوگروپ حرف بزنیم پس تجزیه‌طلبان لطف کنند این را توجیه کنند که چطور مصطفی کمال آتاترک میتواند ترک باشد وقتی نه چشمانش بادامی است و نه جمجمه او مغولوئیدی است و نه حتی هاپلوگروپش ترک بوده. (آتاترک در خانواده‌ای مقدونیه‌ای-آلبانیایی در همسایگی یونان به دنیا آمد که توسط عثمانی‌ها مسلمان و ترکی‌سازی شدند)

یک مرد انگلستانی با هاپلوگروپ R1b هیچ ارتباطی با یک آفریقایی چادی که حامل همین هاپلوگروپ است ندارد. انگلستانی با با انگلستانی‌ها و سایر اروپایی‌های اطراف خودش مرتبط است حتی اگر هاپلوگروپ یکسانی نداشته باشند. و چادیِ سیاهپوست هم به چادی‌های اطراف خودش. یک چینی با هاپلوگروپ J-M172 ارتباطی با یک ایتالیایی J-M172 ندارد. نه زبانی، نه فرهنگی، نه جغرافیایی، نه قیافه‌ای و نه به لحاظ احساسی و هویت جمعی. او احساس ایتالیایی بودن میکند و چینی هم احساس چینی بودن میکند.

عرب خطاب کردن ایرانیان بسیار توهین‌آمیز و منزجرکننده است، زیرا به معنای این است که گویا هیچ ایرانی وجود نداشت و تمام تمدن‌های ایرانی را عرب‌ها ساختند. ما ایرانی‌ها به پیشینه خود افتخار میکنیم، البته نباید در گذشته غرق شد، باید از پیشینه خود به عنوان الگوی پیشرفت آینده استفاده کنیم و از لغزش‌ها و خطاهای گذشته خود درس گرفت.

نمیدانم چرا برخی اینقدر مشتاق هستند که به دیگران بگویند تمدن ایران را دیگران آمدند ساختند و رفتند. اما تمدن‌های ایرانی را ایرانی‌ها ساختند. هرکس ایرانی نیست را کاری نداریم، ستیز ما با کسانی است که نه تنها خود را ایرانی نمی‌دانند بلکه ایران را زیر سؤال می‌برند. اینها لایق هیچ رحمتی نیستند.

۱ تیر ۱۴۰۳ برابر ۲۱ ژوئن ۱۴۰۳ وبسایت آذر آگاهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *