ایران ,آذربایجان و عاشقانه های روسی

روسیه تنش مان ایران و جمهوری آذربایجان را بخوبی دنبال میکند و مانند نوجوان فقیری که به خودارزایی شوق دارد اینت را دوست میدارد. هر تنش و چالشی میان ایران و جمهوری آذربایجان بارقه های امید برای نفوذ در قفقاز است اما چرا و چگونه؟

میدانیم تمام قفقاز شمالی که امروز در دست روسیه است و قفقاز جنوبی که سابق بر این در دست روسیه بود خاک ایران بود و تزار ها به ضرب سرنیزه ای که پیشتر سر ارتش امپراتوری ناپلئون را از آن آویخته بودند گرفتند. مردم جمهوری آذربایجان اکثریت اهالی قفقاز پس در نتیجه قفقاز سرزمینی نسبتا شیعه شناخته میشد. حالا چه ارمنی چه آذری و چه گرجی گذشته از زبان و دین , کم و بیش فرهنگ ایرانی داشتند .

روسیه از دوران استالین اولین جرقه های جدایی فرهنگی قفقاز با ایران را زد اما در آن دوران در خواب هم نمیدیدند روزی قفقاز ایران نباشد و رنگ ایران ندهد.

اذربایجان کشوری شیعی با فرهنگ ایرانی اوصلا خود ایران است و شکل کوچکتر ایران است. این آذری ها بودند که بعد از چند قرن ترک تازی ترکان و مغولان ایران را ایران کردند و حالا روسیه هر اختلاف ایران و آذربایجان را رصد میکند چون روسهای مسیحی متحد ارمنستان نه جایگاهی در آذربایجان دارند نه داشته اند تا کنون و نه خواهند داشت اما ایران در دل اذربایجان بوده و خواهد بود. حالا این روسهای دشمن ایران میخواهند در ایران شمالی در قفقاز جنوبی نفوذ کنند اما نمیتوانند , از بدبختی حتی به ارمنستان مسیحی هم دین متحدشان که قانونا موظف به دفاع از ان هستند نیز پشت کرده اند چون دوزار ارمنستان ارزش سرشاخ شدن با جامعه اسلامی را نمی خواهند.

یادمان باشد زمانی که شوروی فرو پاشیده بود این روسها بودند که پشت ارمنی ها بودند حالا هم چیزی تغیر نکرده . ایران نباید در زمین دشمن قسم خورده ای مانند روسیه بازی کند. همین که باکو استقلال دارد این یعنی منفعت ایران و اقتدار تشیع. هرچند دین حکومت انها وهابیت است اما روسیه هزار بار دشمن است امریکا.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *